عقل چیست ؟ .. (آخ عقلم) ..
عقل یک موجود مزخرفه اضافیست که دهن آدم را ..
عقل نداری ؟ .. خدا رو شکر کن چون اگه عقلت کج باشه میزنن یک بلایی سرت میارن که شب خوابت نمیبره ..
اگر عقلت خودش با زبانه خوش در نیااد(نیا اد) برات درش می آرن .. آن هم به زور .. تا گرمی نمیفهمی چه بلایی سرت آوردند .. یکم که بگذره .. میگی کاش عقل نداشتم .. برا همین شاعر میگه:
عقل گر خود نیاید np! / در می آرند به زور و قیچی
بعد عقلت رو که دراوردن خواستی برگردی خونه دیگه نمیتونی تاکسی بگیری .. باید 100تا انگشت مبارک نشون بدی به تاکسیا تا یکیش سوارت کنه(99تاشم با انگشت مبارک خودش جوابت رو بده) .. بعدم که سوارت کرد چون تازه بی عقل شدی صدات رو تشخیص نمیده .. هرچی میگه پلکه مهرری (فلکه مطهری) نمیفهمه .. (یعنی میخواسم 500بدم برم ادَوسی اربی دیگه بی خیال شدم) ..
بعد میری خونه .. همینطوری از عقلت خون میاد میریزه تو دهنت .. میری تف میکنی .. (هنوز گرمی نمیدونی بی عقلی چه دردیه) .. بعد بدونه عقل میری درس بخونی (اگه کنکور داشته باشی
) .. یکم که گذشت تازه میفهمی چی سرت اومده! مثه اینه که یکی هی با سوزن جوال دوز(به یاد مرحوم فرخی یزدی) بکنه تو عقلت.. اون موقعس که میری یخ میاری میذاری رو عقلت .. چون اگه نذاری رو عقلت ، باد میکنه .. بعد همه میفهمن عقل نداری خیطه!..
بعد گرسنه ات(همون گشنه ی خودمون) میشه .. بعد چون آدمایی که عقل ندارن نمیتونن غذای آدمارو بخورن مامانت بهت غذای دوزیستان رو میده .. فرنی ! .. بعد هرچی میخوری میبینی سیر نمیشی .. ترجیح میدی دیگه ادامه ندی چون آدم بدون عقل هم میفهمه که زیاد فرنی بخوری علاوه بر بی عقلی روم به دیوار گلاب به روتون اسحال هم میگیری (یعنی اینقدر دردناکه که هم عقل نداشته باشی هم اسحال داشته باشی که نگو ..)
بعد شب میشه خوابت میاد .. ولی این خیاطه هنوز ظاهرا کارش تموم نشده (میدونم سوزن جوال دوز تو خیاطی استفاده نمیشه) .. پس میری یک استامینفن میزنی به بدن که اون خیاطه یکم مواد بهش برسه دس برداره یک چن ساعتی .. خلاصه میخوابی .. ساعت 2 نیم شب خیاط موادش کم کم میپره (من نمیدونم چقدر هم به کارش علاقه منده ، یعنی یا مواد میزنه یا کار میکنه(مثه بعضیا که یا دارن میخورن یا خوابن)) شروع میکنه به ادامه فعالیت غیر بشر دوستانش تا بلاخاره ساعت 3 به مقصودش میرسه و تو از خواب بیدار میشی و دیگه خوابت نمیبره (ظاهرا خیاطه میبینه از کار عقب افتاده بیشتر کار میکنه،هرچیم مواد بهش میرسونی میگه نه کار مهمتره) ..
ممم فعلا تا همینجاش رو میدونم بدون عقل چطوری میگذره ..
خلاصه میخواستم بگم که خدا نسیب گرگ بیابون نکنه که دندون عقلش کج در بیاد یا زیر یک استخونی گیر کنه یا جا نداشته باشه یا هر بلای آسمونی دیگه ..
و کلا من از الان و اون بار به این نتیجه رسیدم: بدون سر زندگی کردن سخته..